يوآنز آفلاسيوس‌1

يوآنز ساراسني‌2 در حدود 1040 زاده شد؛ در 1103 يا پس از آن درگذشت‌. پزشك سالرنويي‌، شاگرد قسطنطين‌. مؤلف رساله‌هايي در باب پيشاب‌شناسي و تب‌ها. ترجمهٴ قسمت جراحي‌ الطب الملكي علي بن عباس را، كه قسطنطين شروع كرده بود، به آخر رساند.
قسطنطين نيمهٴاول الطب الملكي‌، يعني قسمت نظري آن را به لاتيني ترجمه كرد.3 قسمت‌ جراحي‌، كه نيمي از آن را هم او ترجمه كرده بود، قسمت نهم از طب عملي بود. ترجمهٴ آفلاسيوس با همكاري يك پزشك پيزايي به نام روستيكوس در زمان لشكركشي بزرگ بر ضد مايوركا در 1114 صورت گرفت (هاسكينز). اگر اين درست باشد، تاريخ‌گذاري من در مورد آفلاسيوس غلط خواهد بود؛ ولي امكان داردكه روستيكوس فقط ترجمهٴ آفلاسيوس را تهذيب يا پس از مرگ او گردآوري كرده باشد.

يوآنز پلاتياريوس‌

يوآنز پلاتياريوس كهتر4 مقارن اواخر سدهٴ يازدهم برآمد. پزشك سالرنويي كه تحت تأثير قسطنطين قرار گرفت‌. پسر يوآنز پلاتياريوس مهتر، كه خود پزشك برجسته‌اي بود و تشخيص آن‌ دو از يكديگر آسان نيست‌. يك مجموعهٴ طبي نوشت‌5 كه رواج بسيار يافت‌، و رساله‌اي در پيشاب‌شناسي تأليف كرد.6

كالبدشناسي خوك‌بچه‌7

رسالهٴ كالبدشناسي منسوب به كوفو8 نام‌؛ دو پزشك بدين نام در نيمهٴ دوم سدهٴ يازدهم در سالرنو برآمدند. اين يكي از قديم‌ترين متون كالبدشناسي غرب مسيحي است‌. آشكارا به دورهٴ پيش از قسطنطين متعلق است (ممكن است صرفاً در آغاز سدهٴ دوازدهم نوشته شده باشد)؛ بدين معني كه در آن علايم نفوذ اسلام در كنار نفوذ يونان به چشم مي‌خورد. اين اثر يك كتاب‌ درسي براي تحصيل كالبدشناسي است‌، مبتني بر اين فرض كه ساختمان داخلي خوك بيش از هر حيوان ديگري به انسان نزديك‌تر است‌. اغلب‌، ولو به صورت خام‌، مبتني بر ملاحظات‌ شخصي است و مي‌توان گفت كه نشانهٴ آغاز پژوهش كالبدشناسي در اروپاي مسيحي غربي است‌.


1 Afflacius) Joannes Afflacius به معني دمنده‌، نفس‌بخش‌، يا مسيحادم است‌).
Joannes Saracenus .2
3 .تحت عنوان Pantegni .
J. Platearius .4
Practica brevis .5
Regulae urinarum .6

Anatomia Porci .7
Copho .8